من یک مرد هستم.

من یک مرد هستم.
باصدای زنگ ساعت از خواب بیدار شدم !
یعنی من کجا قرار است بروم فهمیدم امروز در سواحل ‌خلیج  فارس می‌خواهم قدم بزنم و از زیبایی های ان لذت ببرم ! از سرِجایم هنوز بلند نشده بودم همسرم گفت: نون نداریم،
یادم امد من نون اور خونه هستم !
در کتاب کلاس اول می خواندم بابا آب داد اخه کدام نا مردی امد کار ما را عوض کرد؟
ما شدیم نون اور خانه،
اب مثل آب خوردن بود سریع می‌آوردم ولی نون ، باید از صبح خروسخوان به سر کار بروم تا روزی ۸ ساعت کار کنم وقتی هم به خانه امدم بروم خیابان به دنبال مسافرها بگردم.
خانمِ بنده صدایم می‌زند.
بله !  گفت: یک خبر خوش!
دیگه نفهمیدم طوری خودم را به هال رساندم همسرم گفت : سکه گران شد ! 
صدا و سیما هم بیکار است همه ی خبر های جالب و شنیدنی و دیدنی رو، در ساعت ۸ صبح اعلام می کند.
یادم امد انروز ! که قطار مشهد از ریل خارج شده بود ۸ صبح بود
انروز ! که هواپیما از فرودگاه بلند شده بود و به اشتباه ، به او حمله کرده بودندو انروز ! که بم زلزله شده بود اخبار ۸ صبح به عرض مردم رساند.
همسرم گفت زود باش برو نون و روغن و برنج بخر!
گفتم چشم ! هرچه شما بفر مایید سلام فرمانده !
# طاهره ترسلی.                                        
  نام داستانک من یک مرد هستم
داستانک طنز

به اشتراک بگذارید
جدیدترین مطالب من:

عضویت در خبرنامه

بخش‌های سایت من:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط

ادبیات شاید نتواند جلوی جنگ و خونریزی را بگیرد ؛ شاید نتواند از مرگ یک کـودک جلـوگـیری کند ؛ ولی می‌تواند کاری کند که دنیا به آن فکر کند ! #ژان_پل_سارتر داشتم به این سخن سارتر فکر می کردم با خودم گفتم: ادبیات یک قرص ارامبخش است که ادم ها رآ ارام می کند من هر وقت دلم‌می گیرد به سراغ مثنوی معنوی جناب مولانا می روم و یکی ازحکایت های ان را می خوانم کمی ارام می‌گیرم یا وقتی سر موضوعی دو دل هستم برای گرفتن فال به سراغ حافظ می روم.  حافظ شیرازی ، بآ زبان شعر به من می فهماند که کدام راه را انتخاب کنم‌. بوستان و گلستان سعدی که عشق است در ادبیات ایران، سعدی را شاعر سهل ممتنع می نامند نوشته های سعدی به نظر ساده می اید وقتی که شروع به خواندن می‌کنم ان وقت سختی ان  مشخص می شود هر کسی نمی‌تواند مانند سعدی بنویسد. از شاهنامه برایتان بنویسم شاهنامه ، شناسنامه ی ملی همه ی ما ایرانیان است. بسی رنج بردم درین سال سی عجم زنده کردم بدین پارسی فردوسی !  برای نوشتن شاهنامه ،  به گردن همه ی ما ایرانیان حق بزرگی دارد. به امید روزی که درک بهتری از شاهنامه داشته باشیم  و به امید روزی که، ادبیات تمام جهان را فرابگیرد. طاهره ترسلی #یادداشت_شبانه ۱۴۰۳/۲/۷ @ taherehtarassoli