مهر ۱۴۰۲(فرمت تاریخ آرشیو ماهانه)
نوشته‌های من

ملاقات ِمادرم

(ملاقاتِ مادرم ) وارد گلفروشی شدم! نگاه من به دنبالِ گل بنفشه می‌گشت. گلفروش گفت : می تونم کمکت کنم ؟ گفتم : مادرم فقط

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

فصل نقاشی خداوند

(فصل نقاشی خداوند) پاییز! فصل نقاشی خداوندگارِ عالمیان زیباست مثل فصل های دیگر خداوند! خِش خشِ برگ ها در زیر پا و شروع سال تحصیلی

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

کوچه باغِ ‌دل من !

کوچه باغِ دل من ! دوستان، یک سری به این کوچه باغ بزنید و به داستان ها ، حکایت ها،دیدگاه ها و  شعر های من!

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

(یک روز زیبا)

امروز هم روز خوبیست! مثل همه ی روز ها ، خورشید از ان بالا شروع به تابیدن کرده است یک تکه ابر جلو خورشید را

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

عزرائیل مهربان

( عزرائیل مهربان ) امروزجناب عزرائیل به خانه‌ی فریبا رفت! _سلام کرد فریبا جواب سلامش را داد.                اشک از گوشه‌ی چشم عزرائیل می‌چکید. فریبا گفت

ادامه مطلب »