اردیبهشت ۱۴۰۳(فرمت تاریخ آرشیو ماهانه)
نوشته‌های من

ادبیات شاید نتواند جلوی جنگ و خونریزی را بگیرد ؛ شاید نتواند از مرگ یک کـودک جلـوگـیری کند ؛ ولی می‌تواند کاری کند که دنیا به آن فکر کند ! #ژان_پل_سارتر داشتم به این سخن سارتر فکر می کردم با خودم گفتم: ادبیات یک قرص ارامبخش است که ادم ها رآ ارام می کند من هر وقت دلم‌می گیرد به سراغ مثنوی معنوی جناب مولانا می روم و یکی ازحکایت های ان را می خوانم کمی ارام می‌گیرم یا وقتی سر موضوعی دو دل هستم برای گرفتن فال به سراغ حافظ می روم.  حافظ شیرازی ، بآ زبان شعر به من می فهماند که کدام راه را انتخاب کنم‌. بوستان و گلستان سعدی که عشق است در ادبیات ایران، سعدی را شاعر سهل ممتنع می نامند نوشته های سعدی به نظر ساده می اید وقتی که شروع به خواندن می‌کنم ان وقت سختی ان  مشخص می شود هر کسی نمی‌تواند مانند سعدی بنویسد. از شاهنامه برایتان بنویسم شاهنامه ، شناسنامه ی ملی همه ی ما ایرانیان است. بسی رنج بردم درین سال سی عجم زنده کردم بدین پارسی فردوسی !  برای نوشتن شاهنامه ،  به گردن همه ی ما ایرانیان حق بزرگی دارد. به امید روزی که درک بهتری از شاهنامه داشته باشیم  و به امید روزی که، ادبیات تمام جهان را فرابگیرد. طاهره ترسلی #یادداشت_شبانه ۱۴۰۳/۲/۷ @ taherehtarassoli

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

“جیک جیک گنجشک ها من را از خواب بیدار‌کرد” جلو پنجره اتاقم، به خاطرِ چند نوک نان خشک، بین ان ها دعوا شده بود. به یادخاطرات گذشته ام افتادم، همان سال هایی که به دانشگاه می‌رفتم.این گنجشک ها بودندکه من، به موقع به دانشگاه می رسیدم‌. امروز چقدر کار دارم.   خدا، پدر گنجشک هارا بیامرزد که من را بیدار کردند. از صبح باید شروع کنم به نوشتن! یادش بخیر! ان موقع ها که دانشجو بودم. همه‌ی‌کارهایم را شب انجام می‌دادم.  برای‌فردا نمی گذاشتم‌. از گفته‌ی خودم خنده‌ام گرفت، قدیما هم همین‌طوری بودم! یادم است که امتحان شاهنامه داشتم به جای اینکه، داستان‌های شاهنامه را بخوانم مرتب این شعر خودم را، تمرین کردم. چنین گفت رستم به اسفندیار که من گشنمه نون سنگک بیار. فردا که رفتم دانشگاه، همه آمادگی داشتند من فقط این بیت شعر خودم را خوب بلد بودم. طاهره ترسلی #یادداشت_روزانه ۱۴۰۲/۱۲/۱۲ @ tahereh

ادامه مطلب »